أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

257

تجارب الأمم ( فارسى )

بر زورقها در رودخانه و بر چارپايان در كرانه سوار كرده به سوى « هيت » پائين آمدند . مردم آنجا اراده و منجنيق بر ديواره‌هاى آن نهاده ، با وى جنگيدند و كسانى از يارانش بكشتند [ 1 ] ، پس آن را بگذاشت و به كوفه رفت ، و چون اين گزارش پخش شد بنى بن نفيس [ 2 ] و هارون بن غريب را به پيشاهنگى براى سپاه نصر فرستادند . سواران قرمطى به سركردگى ابن سنبر [ 3 ] به « قصر ابن هبيره » رسيده در جائى كم گود از فرات گذشتند . نصر پرده‌دار با سرداران و پيادگان « مصافى » براى جنگ با ابو طاهر بيرون آمدند . در اينجا نصر به تبى تند دچار شد ولى از رفتن به « سورا » باز نماند * . ابو طاهر هنگام غروب آفتاب به كرانهء « سورا » رسيد . نصر از سختى بيمارى سوار شدن نتوانست و احمد بن كيغلغ را به سردارى فرستاد ، ولى قرمطى پيش از روبرو شدن با احمد بن كيغلغ بازگشت . بيمارى نصر به دشوارى كشيده زبانش از گرماى تب خشكيد و او را در يك كجاوه به بغداد برگردانيدند ، ولى در راه در گذشت [ 4 ] . مقتدر در يك نامه كه به سپاه نصر نوشت و همراه « شفيع مقتدرى » فرستاد ، هارون بن غريب را به جاى نصر به سردارى گمارد . پس هارون بن غريب با سپاه به بغداد آمد [ 5 ] .

--> [ ( 1 - ) ] در تاريخ اسلام آمده است كه : از ياران نزديك او ابو داود را كشتند . [ ( 2 - ) ] M : او داماد ( شوهر دختر ) فاطمه قهرمانهء دربار مقتدر بوده است ( خ 5 : 81 ) و در خلع مقتدر شركت نمود ( خ 5 : 317 ) . [ ( 3 - ) ] M : براى شناخت سنبر بن حسن بن سنبر ، ن . ك . خ 6 : 96 ، 168 . [ ( 4 - ) ] M : در خ 5 : 307 خواهيم ديد كه نصر در كار وزير شدن بو على بن مقله در روز 15 ع 2 316 شركت داشته است . پس مرگ او بعد از آن تاريخ است . پسر نصر به نام احمد نيز در خ 5 : 334 ديده خواهد شد . [ ( 5 - ) ] در تاريخ اسلام گويد : قرمطى در بازگشت خانه‌اى ساخته « دار الهجره » ناميد و مردم را به سوى « مهدى » بخواند ، آوازه‌اش گسترش يافت و پيروانش فزونى يافتند ، گشتىها به هر سو فرستاد ، كارگزاران كوفه از ترس گريختند . هارون بن غريب به واسط رفته به يك گروه گشتى او برخورده ، برخى را بكشت و برخى را اسير به بغداد فرستاد ، همراه اينان يكصد و هفتاد سر بريده و درفشهاى سفيد [ نشان علويان ] سرنگون كه بر آنها اين آيت نوشته بود